العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

394

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

بصيرت تو تقويت شود . من حال طبيعى خود را يافتم و قلبم آرام گرفت . سپس او گفت : اى دعبل ! بدان كه من از لحاظ بغض و عداوت نسبت بعلى بن ابى طالب سخت - ترين خلق خدا بودم . يكوقت با گروهى از جنىهاى معصيت كار خارج شديم و با گروهى كه به زيارت امام حسين عليه السلام ميرفتند و شب آنان را فرا گرفته بود مصادف شديم . ما تصميم گرفتيم : ايشان را اذيت كنيم . ناگاه ديديم ملائكه‌اى از آسمان مانع ما شدند و ملائكه‌اى از زمين مانع اذيت حيوانات زمينى گرديدند . گويا : من خواب بودم كه بيدار شوم ، يا غافل بودم كه متوجه گردم . من دريافتم : آن عنايتى كه ملائكه از طرف خدا به زوار حسين دارند به جهت عظمت آن شخصى است كه آنان به قصد او ميروند و براى زيارت وى مشرف ميشوند . من توبه كردم و تجديد نيت نمودم و با آن گروه به زيارت رفتم . با آنان توقف و نظير ايشان دعاء كردم . در آن سال با آنان به حج رفتم و قبر پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله را زيارت نمودم . سپس به مردى برخوردم كه گروهى در اطراف او بودند . گفتم : اين شخص كيست ؟ گفتند : امام جعفر صادق عليه السلام است . من نزديك حضرت صادق رفتم و سلام كردم . آن بزرگوار فرمود : مرحبا به تو ، اى اهل عراق ، داستان كربلا را در نظر دارى ؟ ديدى خدا تا چه حدود دوستان ما را گرامى داشت ؟ بدان كه خدا توبه تو را پذيرفت و گناه تو را آمرزيد . من به حضرت صادق گفتم : سپاس مخصوص آن خدائى است كه بوسيلهء شما بر من منت نهاد و قلبم را بنور هدايت شما هدايت كرد . مرا از افرادى قرارداد كه برشتهء ولايت شما متمسك شدند . يا ابن رسول اللَّه ! يك حديثى برايم بگو كه آن را براى اهل بيت و خويشاوندان خود ببرم . فرمود : پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم فرموده است : يا على ! بهشت بر پيامبران حرام است تا من داخل آن شوم . نيز بر اوصياء حرام است تا تو داخل آن گردى . بر همهء امم حرام است تا امت من داخل آن شوند نيز بهشت بر امت من حرام است تا اينكه بولايت و امامت تو اقرار نمايند . يا على به حق آن كسى كه مرا به حق مبعوث نمود احدى داخل بهشت نخواهد شد مگر كسى كه با تو